[اسم]

evaluation

/ɪˌvæljuˈeɪʃn/
قابل شمارش

1 ارزشیابی ارزیابی

  • 1.Evaluation of this new treatment cannot take place until all the data has been collected.
    1. ارزشیابی این روش درمانی جدید نمی‌تواند تا زمانی که تمام داده‌ها جمع‌آوری نشده اتفاق بیفتد.
  • 2.The discussion includes a critical evaluation of the documentary sources.
    2. بحث شامل ارزشیابی انتقادی از منابع مستند است.
an evaluation of our training procedures
ارزشیابی روندهای آموزشی ما
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان