[قید]

even

/ˈIː.vən/
غیرقابل مقایسه

1 حتی

معادل ها در دیکشنری فارسی: حتی
مترادف و متضاد so much as surprisingly unexpectedly
  • 1.Everyone danced - even Mick.
    1. همه رقصیدند؛ حتی "مایک".
  • 2.It's a very difficult job - it might even take a year to finish it.
    2. این کار بسیار سختی است؛ حتی ممکن است تکمیلش یک سال طول بکشد.
even if
حتی اگر
  • She’s going to have problems finding a job even if she gets her A levels.
    او در پیدا کردن شغل دچار مشکل خواهد شد، حتی اگر مدرک "سطح آ" هم دریافت کند.
[صفت]

even

/ˈIː.vən/
غیرقابل مقایسه

2 بی‌حساب مساوی، برابر

معادل ها در دیکشنری فارسی: سربه‌سر
  • 1.If I pay for the meals then we’re even.
    1. اگر من پول غذا را حساب کنم، آن وقت بی‌حساب می‌شویم.
  • 2.The two players were pretty even.
    2. آن دو بازیکن تقریباً برابر بودند.

3 صاف و مسطح

معادل ها در دیکشنری فارسی: هموار هم‌تراز مسطح
  • 1.The game must be played on an even surface.
    1. مسابقه باید روی سطح صاف و مسطح انجام شود.

4 ثابت متعادل

  • 1.The sound isn't even, turn up the left speaker.
    1. صدا متعادل نیست، (صدای) بلندگوی چپ را بیشتر کن.
  • 2.The wine should be stored at an even tempreture.
    2. شراب باید در دمایی ثابت انبار شود.

5 زوج (عدد)

معادل ها در دیکشنری فارسی: زوج
مترادف و متضاد odd
  • 1.4, 6, 8 and 10 are even numbers.
    1. 4، 6، 8 و 10 اعداد زوج هستند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان