[قید]

fiercely

/ˈfɪrsli/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more fiercely] [حالت عالی: most fiercely]

1 با خشم با عصبانیت

  • 1.‘Let go of me,’ she said fiercely.
    1. او با خشم گفت: «ولم کن.»

2 به‌شدت به‌سختی

  • 1.It is a fiercely competitive market.
    1. این یک بازار به‌شدت رقابتی است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان