Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . شکافت هستهای (فیزیک)
2 . شکافت یاخته (زیستشناسی)
3 . شکافت
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
fission
/ˈfɪʃn/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
شکافت هستهای (فیزیک)
specialized
مترادف و متضاد
nuclear fission
2
شکافت یاخته (زیستشناسی)
specialized
3
شکافت
معادل ها در دیکشنری فارسی:
شکافت
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
fissile
fishy
fishwife
fishtail palm
fishtail bit
fission bomb
fission yeast
fissionable
fissiparity
fissiparous
کلمات نزدیک
fissile
fishy smell
fishy
fishmonger’s
fishmonger
fissure
fist
fistula
fit
fit in
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان