[اسم]

funnel

/ˈfʌnəl/
قابل شمارش

1 قیف

  • 1. Fluid was being poured through the funnel.
    1 . مایع داشت از درون قیف ریخته می‌شد.

2 دودکش فلزی (قطار و ...)

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان