[قید]

furiously

/ˈfjʊr.iː.ə.sli/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more furiously] [حالت عالی: most furiously]

1 خشمگینانه باعصبانیت

  • 1.‘Damn!’ he said furiously.
    1 . او باعصبانیت گفت: «لعنتی!»
  • 2."Get out of here!" she shouted furiously.
    2 . او خشمگینانه فریاد زد: «از اینجا برو بیرون!»
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان