[اسم]

the globe

/gloʊb/
غیرقابل شمارش

1 (کره) زمین

معادل ها در دیکشنری فارسی: کره زمین
مترادف و متضاد earth
  • 1.He’s traveled all over the globe.
    1. او به تمام [همه جای] زمین سفر کرده است.

2 کره (globe)

معادل ها در دیکشنری فارسی: کره
مترادف و متضاد sphere
  • 1.The sun is a globe.
    1. خورشید، یک کره است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان