[اسم]

hell

/hel/
غیرقابل شمارش

1 جهنم

معادل ها در دیکشنری فارسی: جهنم دوزخ
  • 1.I'll go to hell for this.
    1. برای این (کار) به جهنم خواهم رفت.

2 تجربه بد

  • 1.It's been hell working with him.
    1. با او کار کردن تجربه بدی بوده است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان