[اسم]

homework

/ˈhoʊmwɜːrk/
غیرقابل شمارش

1 تکلیف منزل تکلیف، مشق

معادل ها در دیکشنری فارسی: تکلیف مشق شب مشق
مترادف و متضاد assignment schoolwork
to do one's homework
تکلیف خود را انجام دادن
  • 1. Have you done your homework yet?
    1. آیا تکلیفت را انجام داده‌ای [تکلیفت را تمام کرده‌ای]؟
  • 2. I always do my homework on the bus.
    2. من همیشه تکالیفم را در اتوبوس انجام می‌دهم.
math homework
تکلیف ریاضی
کاربرد واژه homework به معنای تکلیف منزل
واژه homework به معنای "تکلیف منزل" به فعالیت‌هایی گفته می‌شود که معلم برای کار در خانه به دانش‌آموزان می‌دهد. مثلاً:
"math homework" (تکلیف ریاضی)
دقت کنید که این واژه غیرقابل‌شمارش است و با "s" جمع به کار نمی‌رود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان