[اسم]

intercom

/ˈɪntərkɑːm/
قابل شمارش

1 آوابر اینترکام، آیفن

معادل ها در دیکشنری فارسی: آوابر آیفون اف‌اف
  • 1.The man's voice comes over the intercom.
    1. صدای آن مرد از آوابر می‌آید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان