[اسم]

leather

/ˈleð.ər/
غیرقابل شمارش

1 چرم

معادل ها در دیکشنری فارسی: چرم
مترادف و متضاد skin
  • 1.I'm looking for a pair of boots in dark brown leather.
    1. من دنبال یک جفت چکمه با چرم قهوه‌ای تیره هستم.
a leather handbag
یک کیف دستی چرم
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان