[صفت]

leery

/ˈlɪri/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: leerier] [حالت عالی: leeriest]

1 واقف آگاه

informal
مترادف و متضاد wary
  • 1.The government is leery of changing the current law.
    1. دولت به تغییر قانون کنونی واقف است.

2 مشکوک

informal
  • 1.I was very leery of him after I found out he had lied to Jennifer.
    1. من بعد از اینکه فهمیدم او به "جنیفر" دروغ گفته بود، خیلی به او مشکوک شدم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان