[فعل]

to leer

/lɪr/
فعل ناگذر
[گذشته: leered] [گذشته: leered] [گذشته کامل: leered]

1 زیر چشمی نگاه کردن چشم چرانی کردن

[اسم]

leer

/lɪr/
قابل شمارش

2 نگاه زیر چشمی

معادل ها در دیکشنری فارسی: هیزی
  • 1.He looked at her with an evil leer.
    1. او به صورت بدی زیر چشمی او را نگاه کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان