let


/let/
/let/

فعل
1
to let [فعل]
1
اجازه دادن گذاشتن

گذشته: let   گذشته کامل: let  
مترادف:   allow authorize grant permit
متضاد:   prevent prohibit
  • 1. نگذار ناراحتت کند.
  • 2. اجازه دهید کیف شما را حمل کنم [بیاورم].
  • 3. Let me help you .
    3. بگذار کمکت کنم.
  • اگر به او اجازه دهید تمام روز را شکلات می‌خورد.
  • 1. Let the dog in .
    1. اجازه بده آن سگ بیاید داخل.
  • 2. Please let me past .
    2. لطفا اجازه دهید من عبور کنم.
  • 1. بیا به ساحل برویم.
  • 2. بیایید به او نگوییم چه کار کردیم.

فعل
2
to let [فعل گذرا]
2
خبر کردن

گذشته: let   گذشته کامل: let  

فعل
3
to let [فعل گذرا]
3
اجاره دادن

گذشته: let   گذشته کامل: let  
  • من اتاق اضافی را اجاره دادم.

اسم
1
let [اسم]
1
اجاره