meeting


/ˈmiːt̬.ɪŋ/
/ˈmiːtɪŋ/

اسم
1
meeting [اسم]
1
جلسه قرار ملاقات

مترادف:   assembly gathering
  • ما برای بحث درباره مشکل روز پنجشنبه جلسه‌ای داریم.
  • She said that Mr Coleby was in a meeting.
    او گفت که آقای "کولبی" در جلسه است.
  • من امروز بعدازظهر با آقای ادواردز جلسه داشتم.
  • a meeting of senior politicians
    جلسه سیاستمداران ارشد
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان