[صفت]

national

/ˈnæʃ.ən.əl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more national] [حالت عالی: most national]

1 ملی

معادل ها در دیکشنری فارسی: ملی
مترادف و متضاد comprehensive countrywide nationwide public local
a national holiday/newspaper/costume...
تعطیلات/روزنامه/لباس و... ملی
  • 1. Britain has more than ten national newspapers.
    1. بریتانیا بیش از ده روزنامه ملی دارد.
  • 2. The children were wearing traditional national costume.
    2. بچه‌ها لباس‌های ملی سنتی پوشیده بودند.
[اسم]

national

/ˈnæʃ.ən.əl/
قابل شمارش

2 شهروند تبعه، تابع

معادل ها در دیکشنری فارسی: تابع تبعه رعیت شهروند
Foreign nationals
تابعین خارجی
  • Foreign nationals were advised to leave the country.
    به تابعین خارجی توصیه شد که کشور را ترک کنند.
French/EU/Japanese ... national
شهروند فرانسوی/اتحادیه اروپا/ژاپنی و...
  • Turkish nationals who are living in the UK
    شهروندان ترکی که در بریتانیا زندگی می‌کنند
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان