[اسم]

noise

/nɔɪz/
قابل شمارش

1 صدا سر و صدا

معادل ها در دیکشنری فارسی: سر و صدا
مترادف و متضاد commotion sound silence
  • 1.I heard a loud noise and ran to the window.
    1. من صدای بلندی شنیدم و به سمت پنجره دویدم.
  • 2.Stop making so much noise!
    2. اینقدر سر و صدا نکن!
  • 3.The engine was making funny noises.
    3. موتور صداهای عجیبی تولید می‌کرد.
  • 4.The noise out in the street was deafening.
    4. سر و صدای خیابان کرکننده بود.
background noise
صدای پس‌زمینه
کاربرد اسم noise به معنای صدا یا سر و صدا
اسم noise به‌طور کلی به معنای "صدا" است، اما زمانیکه به معنای "سر و صدا" اشاره می‌کند، منظور صدایی است که اغلب بلند، آزاردهنده و ناخوشایند است. مثال:
"background noise" (صدای پس‌زمینه)
"!Stop making so much noise" (اینقدر سر و صدا نکن!)
".The noise out in the street was deafening" (سر و صدای خیابان کرکننده بود.)

2 نویز (سیگنال ناخواسته)

3 چرت و پرت مزخرف

informal
مترادف و متضاد nonsense
  • 1.Don't give me that noise!
    1. این چرت و پرت رو تحویلم نده [بهم نگو]!
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان