[اسم]

playmate

/ˈpleɪmeɪt/
قابل شمارش

1 هم بازی

معادل ها در دیکشنری فارسی: ‌هم‌بازی
  • 1.my three-year-old son and his new playmates
    1. پسر سه ساله ام و هم بازی های جدیدش
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان