[قید]

precisely

/prɪˈsaɪsli/
غیرقابل مقایسه

1 دقیقا

معادل ها در دیکشنری فارسی: دقیقا
مترادف و متضاد exactly
  • 1.The fireworks begin at eight o'clock precisely.
    1. آتش بازی دقیقا ساعت 8 شروع می‌شود.
  • 2.What do you think the problem is, precisely?
    2. فکر می‌کنی مشکل دقیقا از چیست؟
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان