[صفت]

preconceived

/ˌpriːkənˈsiːvd/
غیرقابل مقایسه

1 از پیش تعیین‌شده پیش‌فرض

  • 1.Before I started the job, I had no preconceived notions of what it would be like.
    1. قبل از اینکه (آن) کار را شروع کنم، هیچ ایده پیش‌فرضی نداشتم که چطور خواهد بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان