[اسم]

precision

/prɪˈsɪʒn/
غیرقابل شمارش

1 دقت ظرافت

معادل ها در دیکشنری فارسی: دقت
مترادف و متضاد accuracy
  • 1.He chose his words with precision.
    1. او واژه‌هایش را با دقت انتخاب کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان