[اسم]

privation

/praɪˈveɪʃn/
قابل شمارش

1 فقدان محرومیت

مترادف و متضاد hardship lack
  • 1.the privations of poverty
    1. محرومیت های ناشی از فقر
  • 2.They endured years of suffering and privation.
    2. آنها سال ها رنج و فقدان را تحمل کردند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان