[صفت]

progressive

/prəˈgres.ɪv/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more progressive] [حالت عالی: most progressive]

1 پیشتاز مترقی، ترقی‌خواه

معادل ها در دیکشنری فارسی: پیشتاز پیشرو مترقی
مترادف و متضاد retrogressive
progressive ideas
ایده‌هایی مترقی
a progressive school
مدرسه‌ای پیشتاز

2 پیش‌رونده (بیماری) رو به وخامت

a progressive disease
یک بیماری پیش‌رونده

3 تدریجی مستمر

معادل ها در دیکشنری فارسی: استمراری
  • 1.There's been a progressive decline in the standard of living over the past few years.
    1. کاهشی تدریجی در سطح استاندارد زندگی مردم طی چند سال گذشته وجود داشته‌است.

4 استمراری (دستور زبان)

معادل ها در دیکشنری فارسی: استمراری
مترادف و متضاد continuous
the present progressive
مضارع استمراری
[اسم]

progressive

/prəˈgres.ɪv/
قابل شمارش

5 ترقی‌خواه طرفدار ترقی‌خواهی

معادل ها در دیکشنری فارسی: ترقی‌خواه
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان