[صفت]

qualified

/ˈkwɑləˌfaɪd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more qualified] [حالت عالی: most qualified]

1 واجد شرایط ماهر، باصلاحیت

مترادف و متضاد competent
  • 1.Tim is now a qualified architect.
    1 . "تیم" اکنون یک معمار ماهر است.
  • 2.What makes you think that you are qualified for this job?
    2 . چه چیز باعث شده فکر کنید برای این شغل واجد شرایط هستید؟
qualified applicants
متقاضیان واجد شرایط

2 محدود ناکامل

مترادف و متضاد limited Restricted
a qualified success
موفقیتی محدود
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان