[صفت]

quality

/ˈkwɑl.ət̬.i/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more quality] [حالت عالی: most quality]

1 مرغوب

مترادف و متضاد excellent
  • 1. We only sell quality products in this store.
    1 . ما فقط محصولات مرغوب در این فروشگاه می فروشیم.
[اسم]

quality

/ˈkwɑl.ət̬.i/
غیرقابل شمارش

2 کیفیت

مترادف و متضاد class grade standard
to be of good/poor/top/high/low quality
کیفیت خوب/بد/عالی/بالا/پایین داشتن
quality of life
کیفیت زندگی
  • All we are asking for is a decent quality of life.
    تمام چیزی که ما می‌خواهیم یک زندگی با کیفیت خوب است.

3 مرغوبیت

مترادف و متضاد excellence
quality of something
مرغوبیت چیزی
  • I was impressed by the quality of their clothes.
    مرغوبیت لباس آنها مرا تحت تاثیر قرار داده بود.

4 ویژگی مشخصه

مترادف و متضاد attribute characteristic feature trait
  • 1. He has a lot of good qualities but being organized isn't one of them.
    1 . او ویژگی‌های خوب زیادی دارد، اما منظم بودن جزء آنها نیست.
leadership qualities
ویژگی‌های رهبر بودن
personal qualities
مشخصه‌های شخصی
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان