[اسم]

quality control

/ˈkwɑːləti kəntroʊl/
غیرقابل شمارش

1 نظارت کیفی

معادل ها در دیکشنری فارسی: کیفیت‌سنجی
  • 1.Practical measures such as quality control and testing are very important in the manufacturing process.
    1. اقدامات عملی همچون نظارت کیفی و آزمایش کردن بسیار در فرآیند تولید مهم هستند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان