[قید]

quietly

/ˈkwɑɪ.ət.li/
غیرقابل مقایسه

1 آهسته بی‌‌صدا

مترادف و متضاد mutely noiselessly silently softly loudly
  • 1. "Don't worry," she said quietly.
    1 . او آهسته گفت: «نگران نباش».
  • 2. He sat quietly on the sofa.
    2 . او بی‌صدا روی کاناپه نشست.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان