[صفت]

realistic

/ˌriːəˈlɪstɪk/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more realistic] [حالت عالی: most realistic]

1 رئالیستی واقع‌گرایی

مترادف و متضاد lifelike true to life imaginative
a realistic drawing
نقاشی رئالیستی

2 واقع‌بین واقع‌بینانه

معادل ها در دیکشنری فارسی: واقع‌بینانه واقع‌بین
مترادف و متضاد logical practical rational reasonable idealistic unrealistic
  • 1.It isn't realistic to expect people to work for so little money.
    1. واقع‌بینانه نیست که از مردم انتظار داشت برای پول بسیار کم کار کنند.
  • 2.Let's be realistic - we're not going to finish this by Friday.
    2. بیا واقع‌بین باشیم؛ ما این را تا جمعه تمام نخواهیم کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان