[اسم]

realization

/ˌriːələˈzeɪʃn/
غیرقابل شمارش

1 درک فهم

معادل ها در دیکشنری فارسی: آگاهی
مترادف و متضاد awareness
  • 1.There is a growing realization that changes must be made.
    1. فهم رو به رشدی به وجود آمده مبنی بر اینکه تغییراتی باید ایجاد شود.

2 تحقق

معادل ها در دیکشنری فارسی: تحقق
مترادف و متضاد fulfilment
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان