[قید]

really

/ˈriː.li/
غیرقابل مقایسه

1 واقعاً براستی

مترادف و متضاد actually genuinely in fact truly undoubtedly
  • 1. "Apparently she's leaving." "Really? When?"
    1 . «او ظاهرا دارد می‌رود.» «واقعاً؟ چه زمانی؟»
  • 2. I really don't mind.
    2 . واقعاً برایم اهمیتی ندارد.
  • 3. Now I really must go.
    3 . حالا واقعاً باید بروم.
Not really
نه واقعاً [نه راستش]
  • “Did you enjoy the book?” “Not really.”
    «از کتاب لذت بردی؟» «نه واقعاً.»
کاربرد قید really به معنای واقعاً یا براستی
معادل فارسی قید really "واقعاً" و "براستی" است.
- قید really در واقع برای بیان حقیقت واقعی چیزی یا امری به‌کار می‌رود. مثال:
"?What do you really think about it" (واقعاً چه فکری درباره آن می‌کنی؟)
- برای بیان اشتیاق و تعجب نسبت به سخن کسی. مثال:
"?Apparently she's leaving." "Really? When" ("ظاهرا دارد می‌رود." "واقعاً؟ چه زمانی؟")
- برای بیان مخالفت با کاری. البته در فارسی "واقعاً که" استفاده می‌شود. مثال:
".Really, you could have told us before" (واقعاً که، می‌توانستی قبلا به ما بگویی.)

2 خیلی

مترادف و متضاد thoroughly very
really + adj./adv.
خیلی + صفت/قید
  • 1. I really like them.
    1. خیلی از آن‌ها خوشم می‌آید.
  • 2. It's a really difficult decision.
    2. این یک تصمیم خیلی دشوار است.
  • 3. She was driving really fast.
    3. او داشت خیلی سریع رانندگی می‌کرد.
کاربرد قید really به معنای خیلی
برای تاکید بر حرف یا نظر و یا صفتی در جمله. مثال:
".I really like them" (من خیلی از آن‌ها خوشم نمی‌آید.)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان