[فعل]

to receive

/rɪˈsiːv/
فعل گذرا
[گذشته: received] [گذشته: received] [گذشته کامل: received]

1 دریافت کردن

مترادف و متضاد accept be given be sent get give send
to receive something
چیزی را دریافت کردن
  • She received a number of awards during her lifetime.
    او چندین جایزه در طول زندگی‌اش دریافت کرده‌است.
to receive something from somebody/something
چیزی دریافت کردن از کسی/چیزی
  • Occasionally, he still receives letters from fans.
    هرازچندگاهی او هنوز از طرفدارانش نامه‌هایی دریافت می‌کند.
to receive attention/affection/support...
توجه/محبت/حمایت و... دریافت کردن
  • She received no support from her parents.
    او هیچ حمایتی از والدینش دریافت نکرد.
to receive a prize/award/gift ...
هدیه/جایزه/کادو و... دریافت کردن
  • He went up to receive his award from the mayor.
    او (از سن) بالا رفت تا جایزه‌اش را از شهردار دریافت کند.
to receive payment/money/a pension ...
حقوق/پول/مستمری و... دریافت کردن

2 قبول کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: استقبال کردن پذیرفتن
to receive something
چیزی را قبول کردن
  • His first book was not well received.
    کتاب اول او به‌خوبی موردقبول واقع نشد.

3 دریافت کردن (توپ در تنیس) توپ را گرفتن

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان