[فعل]

to surpass

/sərˈpæs/
فعل گذرا
[گذشته: surpassed] [گذشته: surpassed] [گذشته کامل: surpassed]

1 بهتر بودن پیش افتادن

معادل ها در دیکشنری فارسی: پیشی گرفتن
formal
مترادف و متضاد excel transcend
  • 1.It is undeniable that a cold lemonade in July cannot be surpassed .
    1. انکار ناپذیر است که هیچ چیزی بهتر از یک لیموناد سرد در ماه ژوئن نیست.
  • 2.Most farmers believe that rural life far surpasses urban living.
    2. بیشتر کشاورزان بر این باورند که زندگی روستایی بسیار بهتر از زندگی شهری است.
  • 3.The machines of the twenty-first century surely surpass those of earlier times.
    3. ماشین‌های قرن بیست و یکم مطمئنا بهتر از ماشین‌های قرن‌های قدیمی‌تر هستند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان