[فعل]

to surprise

/surprise/
فعل گذرا
[گذشته: surprised] [گذشته: surprised] [گذشته کامل: surprised]

1 متعجب ساختن غافلگیر کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: غافلگیر کردن
مترادف و متضاد amaze astonish
  • 1.It doesn't surprise me that she wants to leave.
    1. او می‌خواهد برود، این مرا متعجب نمی‌سازد.
  • 2.It won't surprise anyone to learn that the offer has been rejected.
    2. فهمیدن آنکه پیشنهاد رد شده است، کسی را متعجب نخواهد ساخت.
  • 3.The news surprised everyone.
    3. آن خبر، همه را متعجب ساخت.
[اسم]

surprise

/surprise/
قابل شمارش

2 شگفتی تعجب، شوک

معادل ها در دیکشنری فارسی: تعجب
مترادف و متضاد amazement astonishment
  • 1.He looked at her with surprise.
    1. او با شگفتی به او نگاه کرد.
  • 2.To my surprise, they gave us everything we asked for.
    2. در تعجب من، آنها همه چیزهایی را که خواسته بودیم به ما دادند.

3 غافلگیری (مهمانی و ...)

معادل ها در دیکشنری فارسی: غافلگیری
  • 1.Don't tell him about the party - it's a surprise!
    1. راجع به این مهمانی به او چیزی نگو؛ این یک غافلگیری است!
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان