[اسم]

torpedo

/tɔːrˈpiːdoʊ/
قابل شمارش

1 اژدر (نوعی بمب زیردریایی)

معادل ها در دیکشنری فارسی: اژدر
  • 1.The battleship was sunk by a torpedo fired by a submarine.
    1. کشتی جنگی توسط اژدری که از زیردریایی شلیک شد غرق شد.
[فعل]

to torpedo

/tɔːrˈpiːdoʊ/
فعل گذرا
[گذشته: torpedoed] [گذشته: torpedoed] [گذشته کامل: torpedoed]

2 با بمب زیردریایی (اژدر) غرق کردن با بمب زیردریایی (اژدر) دور کردن

  • 1.The destroyer was torpedoed off the coast of Africa.
    1. نابودگر با بمب زیردریایی از خلیج آفریقا دور شد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان