[اسم]

torrent

/ˈtɔrənt/
قابل شمارش

1 طوفان جریان، سیل

مترادف و متضاد deluge flood drop trickle
  • 1. A massive rain was coming down in torrents.
    1 . بارانی شدید همچون سیل می‌بارید.
  • 2. After trying to defraud the public, Lefty was faced with a torrent of charges.
    2 . "لفتی" بعد از سعی بر فریب دادن ملت با طوفانی از هزینه‌ها مواجه شد.
  • 3. In the debate, a torrent of questions was asked.
    3 . در مناظره، طوفانی از پرسش سرازیر شد [سوالات بسیاری پرسیده شد].
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان