[اسم]

torpor

/ˈtɔrpər/
غیرقابل شمارش

1 رخوت سستی

مترادف و متضاد lethargy
  • 1.he spent most of the journey in a state of torpor.
    1 . او بیشتر سفر را در حالتی از رخوت گذراند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان