[صفت]

unforgivable

/ˌʌnfərˈɡɪvəbl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more unforgivable] [حالت عالی: most unforgivable]

1 نابخشودنی غیر قابل بخشش

معادل ها در دیکشنری فارسی: غیرقابل‌بخشش
مترادف و متضاد inexcusable
  • 1.It was an unforgivable thing to say.
    1. آن حرف، حرفی نابخشودنی بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان