[صفت]

unforgettable

/ˌʌn.fərˈget̬.ə.bəl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more unforgettable] [حالت عالی: most unforgettable]

1 فراموش‌نشدنی

معادل ها در دیکشنری فارسی: به یادمادنی فراموش‌نشدنی
مترادف و متضاد memorable forgettable
  • 1.Seeing Niagara Falls was an unforgettable experience.
    1. دیدن آبشار نیاگارا، تجربه‌ای فراموش‌نشدنی بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان