[صفت]

untoward

/əntuˈɔrd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more untoward] [حالت عالی: most untoward]

1 نا بهنگام نا مناسب، نا مساعد

مترادف و متضاد inappropriate unexpected appropriate
  • 1.Tom had noticed nothing untoward.
    1 . "تام" متوجه هیچ چیز نا بهنگامی نشد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان