[صفت]

untold

/ˌʌnˈtoʊld/
غیرقابل مقایسه

1 ناگفته بیان‌نشده

  • 1.No event, however boring, is left untold.
    1. هیچ اتفاقی، هرچند خسته‌کننده، ناگفته باقی نمی‌ماند.

2 فراوان بی‌اندازه، نامحدود

معادل ها در دیکشنری فارسی: بی‌حد
مترادف و متضاد immeasurable
  • 1.These gases cause untold damage to the environment.
    1. این گازها آسیب فراوانی به محیط زیست وارد می‌کنند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان