[اسم]

writing

/ˈrɑɪt̬.ɪŋ/
غیرقابل شمارش

1 نوشته نگارش، نویسندگی، متن

مترادف و متضاد compositions papers script works
  • 1.Teachers focus on speaking and writing in the afternoon classes.
    1. معلمان در کلاس‌های بعدازظهر روی تکلم و نگارش تمرکز می‌کنند.
creative writing
نوشته خلاق
کاربرد واژه writing به معنی نوشته و نگارش
واژه writing در اینجا هم به معنای "نوشته" و هم به معنای "نگارش" است. منظور از "نوشته" می‌تواند کتاب و یا چیزهای مشابه باشد اما منظور از "نگارش" عمل نوشتن است. به مثال‌های زیر توجه کنید.
"creative writing" (نگارش خلاق)
"speaking and writing" (تکلم و نگارش)

2 دستخط

مترادف و متضاد handwriting
  • 1.Do you recognize the writing on the envelope?
    1. دستخط روی پاکت نامه را تشخیص می‌دهی؟
  • 2.Who's this from? I don't recognize the writing.
    2. این از (طرف) چه کسی است؟ دستخط آن را تشخیص نمی‌دهم.
کاربرد واژه Writing به معنای دستخط
یکی از معانی واژه Writing "دستخط" است. دستخط به معنای نحوه نوشتن است. برای مثال:
".I don't recognize the writing" (دستخط آن را تشخیص نمی‌دهم.) در اینجا به معنای آن است که "نمی‌دانم این دستخط کیست."
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان