خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . اختصاص
[اسم]
allocation
/ˌæləˈkeɪʃən/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
اختصاص
تخصیص، توزیع
معادل ها در دیکشنری فارسی:
اختصاص
تخصیص
مترادف و متضاد
allotment
assignment
1.The allocation of space in this office is unusual.
1. اختصاص فضا در این شرکت غیرمعمول است.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
allocate
allocatable
allocable
alloantibody
alliterator
allocation unit
allocator
allochronic
allochthonous
allocution
کلمات نزدیک
allocate
alliteration
allison
alligator
allied
allodium
allophone
allot
allotment
allotropic
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان