خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . نماینده شدن
[فعل]
to deputize
فعل گذرا و ناگذر
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
نماینده شدن
نمایندگی کاری را بر عهده گرفتن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
depute
deputation
depths
depth psychology
depth of focus
deputy
deputy sheriff
der blaue reiter
der fuhrer
der-brain
کلمات نزدیک
depute
deputation
depth
dept.
deprived
deputy
deputyship
deracinate
derail
derailleur
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان