خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . کمکم با هم غریبه شدن
[فعل]
to drift apart
/dɹˈɪft ɐpˈɑːɹt/
فعل ناگذر
[گذشته: drifted apart]
[گذشته: drifted apart]
[گذشته کامل: drifted apart]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
کمکم با هم غریبه شدن
کمکم جدا شدن
1.As children we were very close, but as we grew up we just drifted apart.
1. بچه که بودیم، خیلی صمیمی بودیم، اما بزرگ که شدیم کمکم با هم غریبه شدیم.
2.Over the years the two friends drifted apart.
2. در طول سالها، (آن) دو دوست کمکم از هم جدا شدند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
drift
dried-up
dried-out
dried milk
dried fruit
drift away
drift car
drift diving
drift ice
drift net
کلمات نزدیک
drift
drier
dried lime
dried
dribs and drabs
drifter
driftwood
drill
drilling
drink
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان