Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . لاغر
[صفت]
emaciated
/ɪˈmeɪʃieɪtɪd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more emaciated]
[حالت عالی: most emaciated]
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
لاغر
نحیف
مترادف و متضاد
thin
fat
1.He was thirty, but looked fifty, with pale skin and an emaciated body.
1. او سی ساله بود ولی با پوست رنگ پریده و بدنی لاغر پنجاه ساله به نظر می رسید.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
emaciate
em quad
em dash
em
elytron
emaciation
email
email address
email header
email newsletter
کلمات نزدیک
elysian
elver
elutriate
elusive
elude
emaciation
email
emanate
emancipate
emancipation
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان