خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . پخش شدن
2 . حول چیزی گشتن
3 . به اندازه کافی بودن (برای همه)
[فعل]
to go round
/goʊ raʊnd/
فعل ناگذر
[گذشته: went round]
[گذشته: went round]
[گذشته کامل: gone round]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
پخش شدن
1.There's a handout going round.
1. ورقهای [جزوهای] در حال پخش شدن است.
2
حول چیزی گشتن
دور چیزی گشتن
مترادف و متضاد
go around
1.Planets go round the Sun.
1. سیارهها دور خورشید میگردند.
3
به اندازه کافی بودن (برای همه)
1.There aren't enough chairs to go round.
1. صندلیهای کافی برای همه وجود ندارد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
go-ahead
go yellow
go wrong
go without saying
go without a snag
go-as-you-please
go-between
go-cart
go-getter
go-go
کلمات نزدیک
go rock climbing
go red
go public
go pear-shaped
go overboard
go round the bend
go running
go sailing
go shopping
go sightseeing
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان