خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . سمت راست اتومبیل (بریتانیا)
2 . آفساید (فوتبال)
3 . آفساید (فوتبال)
[اسم]
offside
/ɔfsaɪd/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
سمت راست اتومبیل (بریتانیا)
سمت راننده
2
آفساید (فوتبال)
[صفت]
offside
/ɔfsaɪd/
قابل مقایسه
3
آفساید (فوتبال)
معادل ها در دیکشنری فارسی:
آفساید
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
offshore rig
offshore
offshoot
offsetting balance
offset printing
offsides
offski
offspring
offstage
offsuit
کلمات نزدیک
offshore wind
offshore
offshoot
offset
offprint
offspring
offstage
often
often-downloaded
oftentimes
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان