Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . راهنمای گردش
[اسم]
tour guide
/ˈtʊrˌgɑɪd/
قابل شمارش
[جمع: tour guides]
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
راهنمای گردش
مترادف و متضاد
tour leader
1.Our tour guide explained the church's history.
1. راهنمای گردش، تاریخ کلیسا را برایمان توضیح داد.
تصاویر
کلمات نزدیک
tour de force
tour
toupee
toughen up
toughen
tour operator
tourism
tourism campaign
tourist
tourist attraction
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان