1 . سرگرم
[صفت]

amused

/əˈmjuːzd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more amused] [حالت عالی: most amused]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 سرگرم خوشحال

معادل ها در دیکشنری فارسی: سرگرم
  • 1.an amused smile
    1. لبخندی خوشحال
  • 2.How do you keep an 8-year-old boy amused?
    2. چطور یک پسر 8 ساله را سرگرم نگه می‌داری؟
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان