1 . زیبایی 2 . زن زیبا
[اسم]

beauty

/ˈbjuːt̬.i/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 زیبایی

مترادف و متضاد attractiveness charm loveliness prettiness ugliness
  • 1.Her beauty amazed me.
    1. زیبایی او مرا مبهوت ساخت.

2 زن زیبا

معادل ها در دیکشنری فارسی: ماهپاره
مترادف و متضاد beautiful woman
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان